واژه جو

خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۳۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

هر نیمه شبم تبم مرتب بینی ناخن چو فلک، عرق چو کوکب بینی هر چاشتگهم کوفته تب بینی از تب خالم آبله بر لب بین

معنی خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۳۷ | واژه جو