واژه جو

خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۳۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گر کشتنیم چنان کش از بهر خدای کز بنده شنوده باشی از روح افزای زان میگون لب و زان مژه جان فرسای مستم کن و آنگه رگ جانم بگشای

معنی خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۳۶ | واژه جو