واژه جو

خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۱۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

از کبر مدار در دل خود هوسی کز کبر به جائی نرسیده است کسی چون زلف بتان شکستگی پیدا کن تا صید کنی هزار دل هر نفسی

معنی خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۱۹ | واژه جو