خاریدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(دَ)<BR>۱- (مص ل.) خارش کردن، احساس خارش داشتن.<BR>۲- (مص م.) خاراندن، دفع خارش کردن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطخارش داشتن، بهخارش افتادن،خارش کردنواژه قبلی: خارکنواژه بعدی: خاز