خارکش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(کُ) (ص فا. اِمر.) = خارکشنده: کفشی که روی موزه به پا کنند؛ سرموزه.<br>واژه قبلی: خارپشتواژه بعدی: خارکن