واژه جو

حسن گاوداری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسن گاوداری . [ ح َ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شیروان بخش شیروان چرداول شهرستان ایلام در ١٧هزارگزی جنوب باخترراه اتومبیل رو زنگوان، کوهستانی، سردسیر. سکنه ٔ آن ٢٥٠ تن شیعه . زبان کردی و لری . آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات، حبوب، لبنیات . شغل اهالی زراعت و گاوداری . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).

معنی حسن گاوداری | واژه جو