واژه جو

حسن گانگو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسن گانگو. [ ح َ س َ ] (اِخ ) علاءالدین ظفرخان . اولین تن از سلاطین بهمنی کلبرگه . از ٧٤٨ - ٧٥٩ هَ . ق . فرمانروائی کرد.

معنی حسن گانگو | واژه جو