واژه جو

حتری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حتری . [ ح ُ ] (اِخ ) ابوعبداﷲ الحتری باشد. و ابن ماکولا گوید: محمدبن عبدالملک الوزیر از او روایت کرده است . (سمعانی ).

معنی حتری | واژه جو