واژه جو

حانوتی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حانوتی . [ تی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به حانوت . کلبه دار. (مهذب الاسماء).

حانوتی . (اِخ ) محمدبن عمر حانوتی، ملقب به شمس الدین . فقیهی از حنفیان اهل قاهره (٩٢٨-١٠١٠ هَ . ق .). او راست : اجابةالسائلین در فقه . فتاوی حانوتی . (الاعلام زرکلی ص ٩٤١ از فهرست کتابخانه ٔ خدیوی ).

معنی حانوتی | واژه جو