واژه جو

جوزالمرج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جوزالمرج . [ ج َ زُل ْ م َ ] (ع اِ مرکب ) از داروهاست . (ذیل اقرب الموارد از تاج العروس ). تخم کاکنج . (برهان قاطع).

معنی جوزالمرج | واژه جو