واژه جو

جوزالماثل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جوزالماثل . [ ج َ زُل ْ ث ِ ] (ع اِ مرکب ) جوزالمقاتل نیز گویند. سرد و خشک است در چهارم مخدر ومغثی و مقیی ٔ و منوّم بود و احداث سیات و خناق کند و کسی را که حرارت مفرط باشد چون قیراطی از او میل نماید سودمند آید و یک مثقال از او کشنده است و مصلحش لبن حلیب است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (مخزن الادویه ).

معنی جوزالماثل | واژه جو