جمز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جمز. [ ج َ ](ع مص ) استهزا کردن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). فعل آن از باب نصر است . (منتهی الارب ). ◄ رفتن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ دویدن و شتاب کردن . (اقرب الموارد). نوعی از رفتار بشتاب که کم از حضر و فوق از عنق باشد. (منتهی الارب ).
جمز. [ ج َ ] (ع اِ) بقیه ٔ تنه ٔ خرمابن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج، جُموز. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
جمز. [ ج ُ ] (ع اِ) بقیه ٔ تنه ٔ خرمابن . (منتهی الارب ). رجوع به ماده ٔ قبل شود.