جقجق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جق جق . [ ج َ ج َ ] (اِ) شور و غوغای بی معنی . (غیاث ). شور و غوغا. ◄ فریاد مرغ زخمی . (ناظم الاطباء).
جق جق . [ ج َ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان موگوئی بخش آخوره ٔ شهرستان فریدن در ٧هزارگزی جنوب داران و ٥هزارگزی راه فرعی آخوره به سیبک . کوهستانی و سردسیر است و سکنه ٔ آن ١١١٧ تن اند. آب آن از چشمه و قنات و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنعت دستی آنان جاجیم بافی و قالی بافی است . در فصل خشکی اتومبیل هم بدانجا میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).
جقجق . [ ج ِ ج ِ ] (اِ) مخفف جیقه جیقه و جیقه بمعنی فریاد زدن است . (آنندراج ) : بجز از مستی و رندی چه خیال است اینجا جق جق و کلمکل و قال ومقال است اینجا. میرنجات (از آنندراج ). ◄ آواز مرغ زخم رسیده . (آنندراج از کشف اللغات ). ◄ مجازاً شور و غوغای بی معنی . (آنندراج ). رجوع به ماده ٔ قبل و جغجغ شود.