واژه جو

جذاذات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جذاذات . [ ج ُ ] (ع اِ) سنگریزه های زر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ریزه های زر. قراضات . (اقرب الموارد). ♦ جذاذات الفضة ؛ پاره های نقره . (از اقرب الموارد).جَذاذَة. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).

معنی جذاذات | واژه جو