جدلیا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جدلیا. [ ] (اِخ ) شخصی بود که نبوخدنصر پس از آنکه فلسطین را مفتوح ساخت و پای تخت و هیکلش را خراب کرد او را بر فلسطین حکومت داد. (دوم پادشاهان ٢٥: ٢٢). و اسماعیل نامی از ملک زادگان بدستیاری بعضی از گماشتگان خود وی را مقتول ساخت . (ارمیا ٤١: ٢). و در عهد قدیم چند تن دیگر به این اسم معروفند. (از قاموس کتاب مقدس ).
جدلیا. [ ] (عبری، اِ) به عبری کسی را گویند که خداوند او را مقرر فرموده است . (ارمیا ٤٠: ٢٥) (از قاموس کتاب مقدس ).