واژه جو
معنی جامی | هفت اورنگ | سلسلةالذهب | دفتر دوم | بخش ۵۶ - برخاستن معتمر به چاره سازی عیینه و وی را به مجلس انصار بردن و همراه ایشان از برای خواستگاری ریا پیش پدر وی رفتن | واژه جو