جامی | هفت اورنگ | سلسلةالذهب | دفتر دوم | بخش ۳۷ - اشارت به معنی آنچه رسول صلی الله و علیه و سلم فرموده است که الدنیا ملعونه و ملعون ما فیها الا ذکر الله سبحانه
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هست قول نبی که دنیی دون وانچه جز ذکر ایزد بیچون داخل اوست جمله ملعونند وز نظرگاه قرب بیرونند هر که پیوند ساخت با ملعون نیست او هم ز حکم لعن برون لعن حق چیست گویمت مشروح کنم ابواب فهم آن مفتوح لعن، راندن بود ز ساحت قرب محنت بعد بعد راحت قرب هر که یکدم جدا ز مقصود است او در آن دم لعین و مطرود است چون به مقصود خویش رو آورد رست از زخم تیغ لعنت و طرد سایه لطف و رحمتش دریافت آفتاب قبول بر وی تافت قرب او چیست از حق آگاهی بعد او زین طریقه گمراهی امر و نهیی که هست در قرآن هست ازین قرب و بعد داده نشان امر باشد به قرب حق خواندن نهی از اسباب بعد او راندن دوزخ و آنچه هست در دوزخ وان عذاب و نکال در برزخ درکات مراتب بعداند که یکایک مناسب بعداند گشت ظاهر به یک طریق و نسق صورت غفلت تو اندر حق روضه خلد و بوستان نعیم چشمه سلسبیل یا تسنیم درجات بهشت و لطف قصور عرفات قصور و جلوه حور همه هستند پیش صاحب رای صورت قرب و آگهی ز خدای ای کزین آگهی شدی آگاه غیر ازین آگهی مجوی و مخواه هستی جان و تن همی فرسای واندر آن آگهی همی افزای تا نه از جان و تن فنا باشی مرد آن آگهی کجا باشی آگهی هست جاودان گنجی گنج میبایدت بکش رنجی در طلب ناکشیده محنت و رنج ریش گاوی بود توقع گنج