واژه جو
معنی جامی | هفت اورنگ | سلسلةالذهب | دفتر اول | بخش ۴۳ - سرعت نمودن غلام مقبول به انقیاد امر پادشاه و تبری کردن او از حول و قوت خویش | واژه جو