جامی | هفت اورنگ | سلسلةالذهب | دفتر اول | بخش ۱۸ - اشارت به ذکر خفیه که گفتهاند لایطلع علیه ملک فیکتبه و لا نفس فتعجب به
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ذکر گنج است و گنج پنهان به جهد کن داد ذکر پنهان ده به زبان گنگ شو به لب خاموش نیست محرم درین معامله گوش به دل و جان نهفته گوی که دیو نبرد پی بدان به حیله و ریو نفس را مطلع مساز بر آن تا نیفتد ز عجب رخنه در آن بر ملک نیز کشف آن مپسند ورنه زان راز برگشاید بند کند آن را پی بقا و ثبات ثبت در طی دفتر حسنات