جامی | هفت اورنگ | سلسلةالذهب | دفتر اول | بخش ۱۴۰ - حکایت بر سبیل تمثیل
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
سائلی گفت با کسی به عجب با فلانت چه نسبت است و نسب گفت او ترک هست من تاجیک لیک داریم خویشی نزدیک دارد او پر درختها باغی بر یکی کرده آشیان زاغی هر گه آن زاغ میکشد آوا آید آوای او بدین مأوا تا مرا جای بودن این مأواست گوش من بر صدای آن آواست