واژه جو
معنی جامی | هفت اورنگ | سلامان و ابسال | بخش ۴۳ - حکایت آن زاغ بر لب دریای شور که حواصل وی را آب شیرین می‌داد اما وی را آن قبول نیفتاد | واژه جو