واژه جو
معنی جامی | هفت اورنگ | سلامان و ابسال | بخش ۴ - حکایت آن غلام نخوت کیش که به واسطه مکنت خواجه خویش از محنت قحط و تنگسالی بی‌باک بود و لاابالی | واژه جو