واژه جو
معنی جامی | هفت اورنگ | سلامان و ابسال | بخش ۳۹ - حکایت عاشقی که دفع گمان اغیار را وصف معشوق خود در لباس آفتاب و ماه و غیر آن کردی | واژه جو