واژه جو

تکحیل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تکحیل . [ ت َ ] (ع مص مرکب ) سرمه کردن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). سرمه کشیدن چشم را.(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سرمه در چشم کردن . (ازاقرب الموارد). سرمه در چشم کسی کردن . (آنندراج ).

معنی تکحیل | واژه جو