واژه جو

تنقیش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تنقیش . [ ت َ ] (ع مص ) منقش کردن . (زوزنی ). نقش کردن . (غیاث اللغات )(آنندراج ). نگار کردن . (دهار). نگاشتن و نگار کردن .(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). به دو یا چند رنگ، رنگ آمیزی کردن چیزی را. (از اقرب الموارد).

معنی تنقیش | واژه جو