واژه جو

تنقیس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تنقیس . [ ت َ ] (ع مص ) سیاهی دردوات کردن . ◄ لقب نهادن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی تنقیس | واژه جو