واژه جو

تمام قوس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تمام قوس . [ ت َ ق َ ] (اِ مرکب ) اصطلاح علم هندسه . بیرونی آرد: تمام قوس آن بود که با وی جمله کنی چهاریک دایره شود. و از بهر این هرگاه که قوس را از نود بیفکنی تمام او بماند. (التفهیم، چ همایی ص ٩). رجوع به تمام جیب و تمام و دیگر ترکیبهای آن شود.

معنی تمام قوس | واژه جو