واژه جو

تمام عیاری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تمام عیاری . [ ت َ ع َ / ع ِ ] (حامص مرکب ) بارنداشتن مسکوک . کامل عیاری . خل-وص مسکوک غش آن کم و در حکم هیچ باشد. رجوع به تذکرة الملوک چ دبیرسیاقی ص ٦٦ شود.

معنی تمام عیاری | واژه جو