واژه جو

تعداد کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تعدادکردن . [ ت ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) شمار کردن و شمردن . (ناظم الاطباء) : ابوبکر هذلی تعداد اشراف بصره و فقها بصره و اصحاب رسول که در آنجا بودند کرد. (تاریخ قم ص ٢٩٤).

معنی تعداد کردن | واژه جو