واژه جو

تعداد مشخص

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

تعداد (مقدار) معین، گروه، تیم، گله، رمه، فوج، دسته، خیل، رده، رسته، جوخه، عده، قافله، اردو، قبیله، نژاد، باند، فرقه، جرگه، حلقه، سلک، محفل، جماعت ناوگان، لشگر، دسته، تیپ، هنگ، گروهان، جوخه، قطار، صف خوشه سقف، مقدار محدود

معنی تعداد مشخص | واژه جو