واژه جو

تطهیر کردن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

دود دادن بخور دادن، سوزاندن، اسفند دود کردن ختنه کردن، سنت کردن غبارروبی کردن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی تطهیر کردن | واژه جو