واژه جو

تطبیق‌ناپذیر

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

نابه‌هنجار، ناسازگار، سخت نافرمان، سرکش، جسور ترشرو آزاد خاص مخالف، معترض فرقه‌ای بدعت‌گذار یلخی، بی‌قید انتقادی منحرف نابه‌جا، نامناسب، خارجی

معنی تطبیق‌ناپذیر | واژه جو