واژه جو

تشتی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تشتی . [ ت َ ش َت ْ تی ](ع مص ) زمستان جای مقام کردن . (تاج المصادر بیهقی ).زمستان کردن . (زوزنی ). به جایی در زمستان اقامت کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از المنجد). اقامت کردن در شهر ایام سرما. (از متن اللغة)(از المنجد). ◄ در زمستان دامنه ٔ کوه راچراگاه کردن . (از متن اللغة). و رجوع به شتا شود.

معنی تشتی | واژه جو