تابو
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ فر. ] (اِ.)<BR>۱- تحریم اجتماعی یک عمل یا یک کلمه به طور رسمی.<BR>۲- شخص، چیزی یا جایی که برای افراد یک قبیله تحریم شود.<BR>۳- هر چیز نذری یا مقدسی که نزدیک شدن و دست زدن به آن ممنوع باشد.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ فر. ] (اِ.) ۱- تحریم اجتماعی یک عمل یا یک کلمه به طور رسمی. ۲- شخص، چیزی یا جایی که برای افراد یک قبیله تحریم شود. ۳- هر چیز نذری یا مقدسی که نزدیک شدن و دست زدن به آن ممنوع باشد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تابو. (اِ) اززبان پولی نزی تابو و تاپو بمعنی مقدس و ممنوع . طبق آیین پولی نزیان، شخص یا چیزی را که دارای سجیه ٔ مقدس باشد و از تماس با دیگران ممنوع بود، تابو گویند. مؤلف قاموس الاعلام ترکی گوید: این نام را اهالی جزایر واقعه ٔ در بحر محیط کبیر به یک معبود موهوم و خیالی و بطور اصح به مقدسات و اشیاء محبوب خویش اطلاق نمایند، همین که بر چیزی ذی روح یا بی روح اطلاق شد تمام افراد بتعظیم و احترام بلکه به پرستش و ستایش او مجبور و مجذوب میشوند هر که در این باره سهل انگاری کند و قصوری ورزد منفور و مظهر تحقیر همگانی گردد.
مترادف و متضاد واژهدان
لفظ حرام مقدس حرام