تاب برداشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بَ تَ) (مص ل.) پیچیدن چوب یا تختة تر پس از خشک شدن. ؛~ چشم کج شدن چشم.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بَ تَ) (مص ل.) پیچیدن چوب یا تخته تر پس از خشک شدن. ؛~ چشم کج شدن چشم.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تاب برداشتن . [ب َ ت َ ] (مص مرکب ) پیچیدن چوب یا تخته ٔ تر پس از خشک شدن . ◄ تاب برداشتن چشم ؛ کژ شدن چشم .