تاب آوردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(وَ دَ) (مص ل.) تحمل کردن، طاقت آوردن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبرخودهموار کردن، بردباری کردن، تحمل کردن، طاقتآوردن، یارستن ≠ برنتافتنپایداری کردن، مقاومت کردنشکیبا بودن، صبر کردنواژه قبلی: تابواژه بعدی: تاب بازی