تا کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(کَ دَ) (مص م.) (عا.) رفتار کردن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطتا زدن، خم کردنرفتار کردن، عمل کردنتفاهم کردن، مصالحه کردن، کنار آمدن، سازگاری نشان دادنواژه قبلی: تا شدنواژه بعدی: تاب