تأسف
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ أَ سُُ) [ ع. ] (مص ل.) دریغ خوردن، اندوه خوردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ أَ سُُ) [ ع. ] (مص ل.) دریغ خوردن، اندوه خوردن.
مترادف و متضاد واژهدان
اسف، افسوس، اندوه، پشیمانی، تحسر، تلهف، حسرت، دریغ، غصه، غم، فسوس، لهف، ندامت افسوس خوردن، اندوهناک شدن، حسرت داشتن، دریغ خوردن
فرهنگ طیفی واژهدان
پشیمانی، ندامت، حسرت، دریغ، افسوس، توبه، اسف، تحسر انصراف، برگشت مافات، مایه تأسف، آنچه ازدست رفتهاست
واژگان فارسی سره واژهدان
شوربختی، دریغ، اندوه، افسوس
فسوس
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی