بیمارتوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیمارتوش . (ص مرکب ) ناتوان . ضعیف : به ذل غریبان بیمارتوش به اشک یتیمان پیچیده گوش . نظامی . و رجوع به توش شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیمارتوش . (ص مرکب ) ناتوان . ضعیف : به ذل غریبان بیمارتوش به اشک یتیمان پیچیده گوش . نظامی . و رجوع به توش شود.