واژه جو

بیماربان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بیماربان . (ص مرکب، اِ مرکب ) بیماردار. بیماروان . پرستار. (یادداشت مؤلف ). بیمارپرست .

معنی بیماربان | واژه جو