واژه جو

بی گذر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بی گذر. [ گ ُ ذَ ] (ص مرکب ) (از: بی + گذر) بی مجرایی که از آن بگذرد. بدون شاهراه که جهتی معین برای گذشتن ندارد. ◄ بی گذار. بی گدار : دارد بجود و مردمی آن عالم سخا مانند بحر بی گذر و بی کنار دل . سوزنی . رجوع به گذر شود.

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی بی گذر | واژه جو