واژه جو

بی طبع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بی طبع. [ طَ ] (ص مرکب ) (از: بی + طبع) فاقد نیرو و استعداد. بی قریحه : عجب از طبع هوسناک منت می آید من خود از مردم بی طبع عجب میمانم . سعدی . رجوع به طبع شود.

معنی بی طبع | واژه جو