بودار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِفا.) سخنی که در آن کنایه و منظوری غیر از ظاهر سخن، نهفته باشد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِفا.) سخنی که در آن کنایه و منظوری غیر از ظاهر سخن، نهفته باشد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بودار. (نف مرکب ) بوی دار. دارنده ٔ بو. آنچه دارای رایحه باشد. چیزی که دارای بو و رایحه باشد. ◄ سخن کنایه آمیز که دارای معنی غیر معنی ظاهر باشد. (فرهنگ فارسی معین ). ◄ سرخ کرده . طعامی که آنرا سرخ کرده یا پیاز وامثال آن در آن کرده باشند. (یادداشت بخط مؤلف ).
مترادف و متضاد واژهدان
بویناک (متضاد: بیبو) سخن دوپهلو، سخن کنایهآمیز، مطلبکنایهدار خطرزا، خطرآفرین معنادار
فرهنگ طیفی واژهدان
دودی، بوداده خوشبو، شمیم، معطر بویناک، بدبو، متعفن
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی