واژه جو

بندیخانه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بندیخانه . [ ب َ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) زندان که ترجمه ٔ سجن است . (آنندراج ). زندان . بندخانه . (فرهنگ فارسی معین ) : ز بندیخانه ٔ چشمم که جسته که زنجیرش سراپا رنگ بسته . محمدقلی سلیم (از آنندراج ).

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی بندیخانه | واژه جو