بن انبان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بن انبان . [ ب ُ اَ ] (ص مرکب ) دشنامی است . آنکه بر سرین گوشت ندارد از پیری یا علتی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : یارب چرا نبرد مرگ از ما این سالخورده زال بن انبان را. منجیک .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بن انبان . [ ب ُ اَ ] (ص مرکب ) دشنامی است . آنکه بر سرین گوشت ندارد از پیری یا علتی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : یارب چرا نبرد مرگ از ما این سالخورده زال بن انبان را. منجیک .