واژه جو

بلورین شاه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بلورین شاه . [ ب ُ ] (اِخ ) لقب پادشاه بلور [ ناحیتی از حدود ماوراءالنهر ] و چنین گویند که ما فرزند آفتابیم و تا آفتاب برنتابد از خواب برنخیزد. و گوید که فرزند نباید که پیش از پدر خیزد. (حدود العالم ).

معنی بلورین شاه | واژه جو