بله قربان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بله قربان . [ ب َ ل ِ ق ُ ] (جمله، اِ مرکب ) (از: بله، محرف بلی + قربان ) جواب مثبت است تکریم طرف را. ◄ تملق . (از یادداشت مرحوم دهخدا). بلی قربان . و رجوع به بلی قربان شود. ♦ بله قربان گفتن ؛ تملق بیش از حد. گفته های شاهی یا امیری یا بزرگی را، از نیک و بد، با گفتن بله قربان تصدیق کردن . (یادداشت مرحوم دهخدا). و رجوع به بلی قربان گفتن شود. ♦ بله قربان گو ؛ متملق .