واژه جو

بسکتی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بسکتی . [ ب ِ ک َ ] (اِخ ) ابوابراهیم اسماعیل بن احمدبن سعیدبن نجم بن ولاثه بسکتی چاچی از عالمانی بود که درگذشت وی پس از چهارصد هجریست . (از معجم البلدان ). و رجوع به تاج العروس و لباب الانساب ص ١٢٤ شود.

بسکتی . [ ب ِ ک َ ] (ص نسبی ) منسوب به بسکت . رجوع به بسکت شود.

معنی بسکتی | واژه جو