واژه جو

برموزه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

برموزه . [ ب َ زَ ] (اِخ ) نام پسرساوه شاه که خویش کاموس کشانی باشد (برهان ) ولی اصح آن برموده است . (از آنندراج ). رجوع به برموده شود.

معنی برموزه | واژه جو