واژه جو

برق

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(بَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- درخشش، ۲- الکتریسته. ۳- صاعقه. ۴- جر قه‌ای که در اثر نزدیک شدن الکتریسته منفی و مثبت تولید شود. ۵- نوری که در اثر برخورد ابرها تولید شود. ۶- جریان الکتریسته‌ای که برای مصارف خانگی و صنعتی عرضه می‌شود.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی برق | واژه جو